ترانهترانه، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفس مامان و بابا

فرشته نازم سالروز زمینی شدنت مبااااااااارک

تولد تولد تولدت مبارک، مبارک مبارک تولددددت مبارک بیا شمعارو فوت کن تا ١٠٠ سال زنده باشی الهی قربون اون چشمای نازت بشم اصلا باورم نمیشه که یکساله شدی وای که این یکسال چقدر شیرین و متفاوت برای من و باباشاهین و مامان بزرگ و بابابزرگات گذشت انگار دیگه هیچ مشکلی تو زندگی نداشتیم انگار خدا یه شبه همه آرزوهامونو برآورده کرده بود دیگه جز سلامتی شما از خدا هیچییییییییییی نمیخواستیم ترانه قشنگم شما تو این یکسال حتی یک شب هم مامان و بابا رو اذیت نکردی از اولین روزهای زندگیت هیچ وقت شبا برای شیرخوردن بیدار نمیشدی خودم ساعت میزاشتم بلند میشدم بهت شیر میدادم الان هم که یکساله هستی فقط شیطو...
28 مرداد 1391

راه رفتنت مبااااااارک باشه

دختر قشنگم دقیقا شبی که ١١ ماهه شدی شروع کردی به راه رفتن   ولی بعضی وقتا تنبلی میکردی و هرچی تلاش میکردم راه نمیرفتی الان حدود ٤ روزه دیگه کاملا راه میری و خیلی هم از این کار خوشت میاد چون سریعتر به چیزی که میخوای میرسی فقط نمیدونم چرا وقتی که راه میری سرعتت زیاد میشه نمیتونی خودتو نگه داری انقدر میری تا به جایی بخوری و بیوفتی زمین یا خودتو بهش تکیه بدی   ٣تا از دندون های بالات هم در اومده و شدی ٥دندونی ٦ روزه دیگه تولدته ولی چون تو ماه مبارک رمضان جشن تولدت رو به امیدخدا ٢شهریور میگیرم راستی حال مامانی (مامان بزرگ باباشاهین) اصلا خوب نیست بنده خدا ٣ روز دیگه قراره عمل بشه دکترا هیچ امیدی به موندنش ندارن براش دعا...
20 مرداد 1391

الهی قربون الووو کردنت بشم

شیطونکم 2 روزه یادگرفتی الو میکنی تا بهت میگم ترانه الو کن دستاتو از آرنج خم میکنی و تا پشت گردنت میبری خیلی وقتا هم که ذوق میکنی از این کار هر دو دستتو میبری برای الو کردن   تازه بازی کلاغ پر رو یاد گرفتی ولی وقتی میخوام کف دستت لی لی حوضک بکشم انقدر میخندی که نمیزاری بازی کنیم   یه کار جدید دیگه هم که انجام میدی وقتی میخوای گریه کنی دستتو میزاری جلوی دهنت   وای که خیلیییییییییییییییییییییییییی شیرین شدی فقط میدونی چی شده چون به خاطر جراحی مامان آیدا چند روزی پیش مامان بزرگات بودی مخصوصا پیش مامان شهناز و یلدا،  دیگه دوست نداری خونه خودمون باشی وقتی میای خونه دائم بهنونه گیری و گریه میکنی انگار دیگه...
1 مرداد 1391
1